ضربان قلبم کیانا،ضربان قلبم کیانا،، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 1 روز سن داره

کیانا یکی یه دونم

توئی عاشق تر از عشق

اگر چه جــایِ دل دریای خــون در سینه دارم ولی در عشق تـــو دریائی از دل کـــم میــارم اگر چه روبــــروئی مثــــل آئینــــه بـــا مــــن ولی چشمهام بَسَم نیست بـــرای سیـر دیـــدن نه یک دل نه هــــزار دل همه دل های عالـــم همه دل ها رو میــخوام  که عاشق تـــو باشم توئی عاشق تر از عشق تـــوئی شعر مجسـم تو بــاغ قصه از تـــو سحر گل کـــرده شبنـــم تو چشمهات خوابِ مخمل شرابِ نابِ شیــراز هـــزار میخونـــه آغاز هـــزار و یــکشب راز میخوام تو رو ببینم نه یک بار نه صد بـــار به تعـــداد نفســـهام برای دیدن تو نه یک چشم نه صد چشم همه چشمها رو میخوام تــــو رو باید مثل گـــل نوازش کرد و بوئیـــد باهر چی چشم تو دنیاست فقط ...
6 تير 1392

دلبرکم،کیانا!

دلبرکم،کیانا! تو اي بال و پر من رفيق سفر من ميميرم اگه سايت نباشه رو سر من تو اي خود خود عشق که بي تو نفسم نيست کجا تو خونه داري که هرجا ميرسم نيست اهل کدوم دياري کجا تو خونه داري که قبله گاهم اونجاست هر جا که پا ميزاري اهل کدوم دياري گل کدوم بهاري که حتي فصل پائيز باغ ترانه داري آي دلبرم آي دلبر اي از همه عزيزتر اي تو مرا همه کس داشتن تو مرا بس تو دوره ي شبابم تو اومدي به خوابم گفتي نياز من باش ترانه ساز من باش يه روزي راستي راستي همون شدم که خواستي شدي تو سرنوشتم براي تو نوشتم خسته ي دين و دنيا ملحد کافر هستم توئي تو م...
6 تير 1392

شیرین زبونی های نفسم

عسلم ، امیدم ، زندگیم ، عشقم ، نفسم ، دنیام ، شادیم ،یواش یواش داره شیرین زبونی میکنه. باباجی = باباجون ماماجی = مامان جون آل = خوابیده آچ = باز کن (بسیار جالبه که آچ در ترکی یعنی باز کن و کیانا هم ناخوداگاه این کلمش با کلمه ترکی یکی شده) در در =دردر اَپ = توپ اَد = بد اَیی = علی اَمی =عمه آپ = اب اَبس =اسب و بیشتر کلماتش هم با زبان اشارست که تنها مترجمش من هستم .آخ که فدای شیرینکاری و شیرین زبونیاشم. بعضی وقتها هم به من میگه باباجی و به باباش میگه ماماجی ...
5 تير 1392

تصویر تو

. عروسک مامان! در قاب زندگیه من   تصویر تو حک شده است   این زیباترین تابلوی جهان است که تا به حال دیده ام . . . ...
5 تير 1392

تو ای تنهاترین شاهد

کیانای نازم! مرا  دریاب تو ای  تنهاترین شاهد تو ای تنها در  این دنیا و هر دنیا بجز تو آشنایی  من نمی‌یابم بجز تو  تكیه‌گاه و همزبانی من نمی‌خواهم مرا دریاب تو میدانی كه من آرام و دلپاكم و میدانی كه قلبم جز به عشق تو و نام تو و یاد تو نخواهد زد ...
5 تير 1392